جستجو واژه
گنجینه سخن
درباره آی واژه
بستن
جستجو واژه
گنجینه سخن
درباره آی واژه
گنجینه سخن
اقبال لاهوری
پیام مشرق
پیام مشرق
اقبال لاهوری
پیام مشرق
1
پیشکش به حضور اعلیحضرت امیرامان الله خان فرمانروای دولت مستقلهٔ افغانستان خلد الله ملکه و اجلاله
2
شهید ناز او بزم وجود است
3
دل من روشن از سوز درون است
4
به باغان باد فروردین دهد عشق
5
عقابان را بهای کم نهد عشق
6
ببرگ لاله رنگ آمیزی عشق
7
نه هر کس از محبت مایه دار است
8
درین گلشن پریشان مثل بویم
9
جهان مشت گل و دل حاصل اوست
10
سحر می گفت بلبل باغبان را
11
جهان ما که نابود است بودش
12
نوای عشق را ساز است آدم
13
نه من انجام و نی آغاز جویم
14
دلا نارائی پروانه تا کی
15
تنی پیدا کن از مشت غباری
16
ز آب و گل خدا خوش پیکری ساخت
17
به یزدان روز محشر برهمن گفت
18
گذشتی تیز گام ای اختر صبح
19
تهی از های و هو میخانه بودی
20
ترا ای تازه پرواز آفریدند
21
چه لذت یارب اندر هست و بود است
22
شنیدم در عدم پروانه میگفت
23
مسلمانان مرا حرفی است در دل
24
بکویش ره سپاری ای دل ایدل
25
رهی در سینهٔ انجم گشائی
26
سحر در شاخسار بوستانی
27
ترا یک نکتهٔ سر بسته گویم
28
بهل افسانهٔ آن پا چراغی
29
ترا از خویشتن بیگانه سازد
30
زیان بینی ز سیر بوستانم
31
برون از ورطهٔ بود و عدم شو
32
ز مرغان چمن نا آشنایم
33
جهان یارب چه خوش هنگامه دارد
34
سکندر با خضر خوش نکته ئی گفت
35
سریر کیقباد ، اکلیل جم خاک
36
اگر در مشت خاک تو نهادند
37
دمادم نقش های تازه ریزد
38
چو ذوق نغمه ام در جلوت آرد
39
چه میپرسی میان سینه دل چیست
40
خرد گفت او بچشم اندر نگنجد
41
کنشت و مسجد و بتخانه و دیر
42
نه پیوستم درین بستان سرا دل
43
به خود باز آورد رند کهن را
44
سفالم را می او جام جم کرد
45
خرد زنجیری امروز و دوش است
46
خرد اندر سر هر کس نهادند
47
گدای جلوه رفتی بر سر طور
48
بگو جبریل را از من پیامی
49
همای علم تا افتد بدامت
50
خرد بر چهرهٔ تو پرده ها بافت
51
دلت می لرزد از اندیشهٔ مرگ
52
ز پیوند تن و جانم چه پرسی
53
مرا فرمود پیر نکته دانی
54
ز رازی معنی قرآن چه پرسی؟
55
من از بود و نبود خود خموشم
56
ز من با شاعر رنگین بیان گوی
57
ز خوب و زشت تو ناآشنایم
58
تو ای شیخ حرم شاید ندانی
59
چو تاب از خود بگیرد قطرهٔ آب
60
من ای دانشوران در پیچ و تابم
61
میارا بزم بر ساحل که آنجا
62
سراپا معنی سر بسته ام من
63
مگو از مدعای زندگانی
64
اگر کردی نگه بر پارهٔ سنگ
65
وفا ناآشنا بیگانه خو بود
66
مپرس از عشق و از نیرنگی عشق
67
مشو ای غنچهٔ نورسته دلگیر
68
مرا روزی گل افسرده ئی گفت
69
جهان ما که پایانی ندارد
70
به مرغان چمن همداستانم
71
نماید آنچه هست این وادی گل
72
تو خورشیدی و من سیارهٔ تو
73
خیال او درون دیده خوشتر
74
دماغم کافر زنار دار است
75
صنوبر بندهٔ آزادهٔ او
76
ز انجم تا به انجم صد جهان بود
77
بپای خود مزن زنجیر تقدیر
78
دل من در طلسم خود اسیر است
79
نوا در ساز جان از زخمهٔ تو
80
نفس آشفته موجی از یم اوست
81
ترا درد یکی در سینه پیچید
82
کرا جوئی چرا در پیچ و تابی
83
تو ای کودک منش خود را ادب کن
84
نه افغانیم و نی ترک و تتاریم
85
نهان در سینهٔ ما عالمی هست
86
دل من ای دل من ایدل من
87
چه گویم نکتهٔ زشت و نکو چیست
88
کسی کو درد پنهانی ندارد
89
چه پرسی از کجایم چیستم من ؟
90
به چندین جلوه در زیر نقابی
91
دل از منزل تهی کن پا بره دار
92
بیا ای عشق ای رمز دل ما
93
سخن درد و غم آرد ، درد و غم به
94
نه من بر مرکب ختلی سوارم
95
کمال زندگی خواهی بیاموز
96
تو میگوئی که آدم خاکزاد است
97
دل بیباک را ضرغام رنگ است
98
ندانم باده ام یا ساغرم من
99
تو گوئی طایر ما زیر دام است
100
چسان زاید تمنا در دل ما
101
چو در جنت خرامیدم پس از مرگ
102
جهان ما که جز انگاره ئی نیست
103
چسان ای آفتاب آسمان گرد
104
تراش از تیشهٔ خود جادهٔ خویش
105
بمنزل رهرو دل در نسازد
106
بیا با شاهد فطرت نظر باز
107
میان آب و گل خلوت گزیدم
108
ز آغاز خودی کس را خبر نیست
109
دلا رمز حیات از غنچه دریاب
110
فروغ او به بزم باغ و راغ است
111
ز خاک نرگسستان غنچه ئی رست
112
جهان کز خود ندارد دستگاهی
113
دل من رازدان جسم و جان است
114
گل رعنا چو من در مشکلی هست
115
مزاج لالهٔ خود رو شناسم
116
جهان یک نغمه زار آرزوئی
117
دل من بی قرار آرزوئی
118
دوام ما ز سوز ناتمام است
119
مرنج از برهمن ای واعظ شهر
120
حکیمان گرچه صد پیکر شکستند
121
جهانها روید از مشت گل من
122
هزاران سال با فطرت نشستم
123
به پهنای ازل پر می گشودم
124
درونم جلوهٔ افکار این چیست؟
125
بخود نازم گدای بی نیازم
126
اگر آگاهی از کیف و کم خویش
127
چه غم داری ، حیات دل ز دم نیست
128
تو ای دل تا نشینی در کنارم
129
ز من گو صوفیان با صفا را
130
چو نرگس این چمن نادیده مگذر
131
تراشیدم صنم بر صورت خویش
132
به شبنم غنچهٔ نورسته می گفت
133
زمین را رازدان آسمان گیر
134
ضمیر ین فکان غیر از تو کس نیست
135
زمین خاک در میخانهٔ ما
136
سکندر رفت و شمشیر و علم رفت
137
ربودی دل ز چاک سینهٔ من
138
ز پیش من جهان رنگ و بو رفت
139
مرا از پردهٔ ساز آگهی نیست
140
نوا مستانه در محفل زدم من
141
عجم از نغمه های من جوان شد
142
عجم از نغمه ام آتش بجان است
143
ز جان بیقرار آتش گشادم
144
مرا مثل نسیم آواره کردند
145
خرد کرپاس را زرینه سازد
146
ز شاخ آرزو بر خورده ام من
147
خیالم کو گل از فردوس چیند
148
عجم بحریست ناپیدا کناری
149
مگو کار جهان نااستوار است
150
رمیدی از خداوندان افرنگ
151
قبای زندگانی چاک تا کی
152
میان لاله و گل آشیان گیر
153
بجان من که جان نقش تن انگیخت
154
به گوشم آمد از خاک مزاری
155
مشو نومید ازین مشت غباری
156
جهان رنگ و بو فهمیدنی هست
157
تو می گوئی که من هستم خدا نیست
158
بساطم خالی از مرغ کباب است
159
رگ مسلم ز سوز من تپید است
160
بحرف اندر نگیری لامکانرا
161
بهر دل عشق رنگ تازه بر کرد
162
هنوز از بند آب و گل نرستی
163
مرا ذوق سخن خون در جگر کرد
164
گریز آخر ز عقل ذوفنون کرد
165
گل نخستین
166
دعا
167
هلال عید
168
تسخیر فطرت
169
بوی گل
170
نوای وقت
171
فصل بهار
172
حیات جاوید
173
افکار انجم
174
زندگی
175
محاورهٔ علم و عشق
176
سرود انجم
177
نسیم صبح
178
پند باز با بچهٔ خویش
179
کرم کتابی
180
کبر و ناز
181
لاله
182
حکمت و شعر
183
کرمک شبتاب
184
حقیقت
185
حدی
186
قطرهٔ آب
187
محاورهٔ ما بین خدا و انسان
188
ساقی نامه - در نشاط باغ کشمیر نوشته شد
189
شاهین و ماهی
190
کرمک شبتاب
191
تنهائی
192
شبنم
193
عشق
194
اگر خواهی حیات اندر خطر زی
195
جهان عمل
196
زندگی
197
حکمت فرنگ
198
حور وشاعر در جواب نظم گوته موسوم به حور و شاعر
199
زندگی و عمل در جواب هاینه موسوم به «سؤالات»
200
الملک ﷲ
201
جوی آب
202
نامهٔ عالمگیر (به یکی از فرزندانش که دعای مرگ پدر میکرد)
203
بهشت
204
کشمیر
205
عشق
206
بندگی
207
غلامی
208
چیستان شمشیر
209
جمهوریت
210
به مبلغ اسلام در فرنگستان
211
غنی کشمیری
212
خطاب به مصطفی کمال پاشا ایده الله
213
طیاره
214
عشق
215
تهذیب
216
بهار تا به گلستان کشید بزم سرود
217
حلقه بستند سر تربت من نوحه کران
218
می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر
219
مرا ز دیدهٔ بینا شکایت دگر است
220
به این بهانه درین بزم محرمی جویم
221
خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را
222
به ملازمان سلطان خبری دهم ز رازی
223
بیا که ساقی گلچهره دست بر چنگ است
224
صورت نپرستم من بتخانه شکستم من
225
هوای فرودین در گلستان میخانه میسازد
226
از ما بگو سلامی آن ترک تند خو را
227
آشنا هر خار را از قصهٔ ما ساختی
228
خوش آنکه رخت خرد را به شعلهای می سوخت
229
بیار باده که گردون بکام ما گردید
230
تیر و سنان و خنجر و شمشیرم آرزوست
231
دانهٔ سبحه به زنار کشیدن آموز
232
ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست
233
موج را از سینهٔ دریا گسستن میتوان
234
صد نالهٔ شبگیری صد صبح بلا خیزی
235
باز به سرمه تاب ده چشم کرشمه زای را
236
فریب کشمکش عقل دیدنی دارد
237
حسرت جلوهٔ آن ماه تمامی دارم
238
به شاخ زندگی ما نمی ز تشنه لبی است
239
فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه
240
بی تو از خواب عدم دیده گشودن نتوان
241
این گنبد مینائی این پستی و بالائی
242
به یکی از صوفیه نوشته شد
243
دلیل منزل شوقم به دامنم آویز
244
در جهان دل ما دور قمر پیدا نیست
245
گریهٔ ما بی اثر ناله ما نارساست
246
سوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل است
247
سطوت از کوه ستانند و بکاهی بخشند
248
نه تو اندر حرم گنجی نه در بتخانه می آئی
249
تب و تاب بتکدهٔ عجم نرسد بسوز و گداز من
250
مثل آئینه مشو محو جمال دگران
251
جهان عشق نه میری نه سروری داند
252
خواجه ئی نیست که چون بنده پرستارش نیست
253
بیا که بلبل شوریده نغمه پرداز است
254
خاکیم و تند سیر مثال ستاره ایم
255
عرب از سر شک خونم همه لاله زار بادا
256
نظر تو همه تقصیر و خرد کوتاهی
257
سر خوش از بادهٔ تو خم شکنی نیست که نیست
258
اگرچه زیب سرش افسر و کلاهی نیست
259
شعله در آغوش دارد عشق بی پروای من
260
بتان تازه تراشیده ئی دریغ از تو
261
پیام
262
جمعیت الاقوام
263
شو پنهاور و نیچه
264
فلسفه و سیاست
265
صحبت رفتگان (در عالم بالا)
266
نیچه
267
حکیم اینشتین
268
بایرن
269
نیچه
270
جلال و هگل
271
پتوفی
272
محاوره ما بین حکیم فرانسوی اوگوست کنت و مرد مزدور
273
هگل
274
جلال و گوته
275
پیغام برگسن
276
میخانهٔ فرنگ
277
موسیولینن و قیصر ولیم
278
حکما
279
شعرا
280
خرابات فرنگ
281
خطاب به انگلستان
282
قسمت نامهٔ سرمایه دار و مزدور
283
نوای مزدور
284
آزادی بحر
285
خرده (۱)
286
خرده (۲)
287
خرده (۳)
288
خرده (۴)
289
خرده (۵)
290
خرده (۶)
291
خرده (۷)
292
خرده (۸)
293
خرده (۹)
294
خرده (۱۰)
295
خرده (۱۱)
296
خرده (۱۲)
297
خرده (۱۳)
298
خرده (۱۴)
299
خرده (۱۵)
300
خرده (۱۶)