پیام مشرق

اقبال لاهوری

ترا درد یکی در سینه پیچید

اقبال لاهوری
ترا درد یکی در سینه پیچید جهان رنگ و بو را آفریدی
دگر از عشق بیباکم چه رنجی که خود این های و هو را آفریدی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نگاهی عرفانی به مقوله آفرینش است که هستی را نتیجه‌ی جوشش درونی و عشقی بی‌پایان در وجود آفریننده می‌داند. جهانِ رنگارنگ و پُرغوغا، جلوه‌ای از دردی مقدس یا همان اشتیاقِ ازلی برای ظهور و تجلی است.

با این نگاه، انسانِ عاشق از سختی‌های دنیا نمی‌هراسد؛ چرا که تمامیِ این دغدغه‌ها و هیاهوی جهان، نه امری تصادفی، بلکه بخشی از طرحِ عاشقانه آفریننده است که با اراده او در هستی جاری شده است.

معنای روان

ترا درد یکی در سینه پیچید جهان رنگ و بو را آفریدی

آن شور و اشتیاقِ درونی در جانِ تو پیچید و تو را واداشت تا این جهانِ مادی و زیبا را با تمام جلوه‌های رنگارنگش خلق کنی.

نکته ادبی: درد در اینجا استعاره از اشتیاقِ شدیدِ وجودی برای خلق کردن است و نه به معنای رنجِ جسمانی؛ جهانِ رنگ و بو کنایه از دنیای مادی و محسوس است.

دگر از عشق بیباکم چه رنجی که خود این های و هو را آفریدی

زمانی که تو خود، پدیدآورنده این هیاهو و غوغای هستی هستی، دیگر چرا باید از عشق و سختی‌های آن هراسی به دل راه دهم؟

نکته ادبی: های و هو اشاره به غوغا و هیاهوی زندگی و کثرتِ ظواهرِ دنیا دارد؛ بی‌باکی در اینجا به معنایِ آرامشِ حاصل از یقین به حکمتِ الهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره درد در سینه

اشاره به شورِ خلاقانه و میلِ باطنی به ظهور و آفرینش که در هستیِ مطلق وجود داشته است.

کنایه جهان رنگ و بو

اشاره به عالمِ مادی و هستیِ محسوس که سرشار از تنوع و جلوه‌گری است.

تمثیل های و هو

تمثیلی از آشفتگی‌ها و تلاطم‌های ظاهری زندگی که در بطنِ خود، بخشی از طرحِ کلانِ هستی هستند.