پیام مشرق

اقبال لاهوری

مگو کار جهان نااستوار است

اقبال لاهوری
مگو کار جهان نااستوار است هر آن ما ابد را پرده دار است
بگیر امروز را محکم که فردا هنوز اندر ضمیر روزگار است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده دعوت به زیستن در لحظه و درک اهمیتِ عمیق زمان حال دارد. شاعر از مخاطب می‌خواهد که از نگریستن به جهان با دیدِ ناپایداری و بیهودگی دست بشوید و دریابد که هر لحظه از زندگی، پیوندی عمیق با ابدیت دارد. پیام بنیادینِ اثر، تأکید بر غنیمت شمردنِ فرصتِ حال است؛ چرا که فردا مجهولی است که هنوز در پرده‌ی غیبِ روزگار پنهان مانده و هیچ‌کس بر آن تسلطی ندارد.

معنای روان

مگو کار جهان نااستوار است هر آن ما ابد را پرده دار است

از ناپایداری و سستیِ جهان سخن مگو؛ زیرا هر لحظه از زندگیِ ما پرده‌ای است که حقیقتِ جاودانگی و ابدیت را در خود حفظ کرده و از آن مراقبت می‌کند.

نکته ادبی: واژه‌ی نااستوار به معنای بی‌ثبات و سست است. پرده‌دار در اینجا استعاره از محافظ و نگاهبانِ رازی است که میانِ ما و ابدیت فاصله می‌اندازد.

بگیر امروز را محکم که فردا هنوز اندر ضمیر روزگار است

قدر امروز را بدان و آن را محکم در دست نگاه دار، زیرا فردا هنوز در نهاد و باطنِ زمانه پنهان است و از وجودِ آن اطمینانی نیست.

نکته ادبی: ضمیر در اینجا به معنای درون، باطن و جایگاهِ پنهان است که به روزگار نسبت داده شده تا آینده‌ی نامعلوم را تداعی کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره پرده‌دار ابد

تشبیه لحظه‌ی کنونی به پرده‌داری که راز جاودانگی را در پشتِ خود پنهان کرده است.

تشخیص ضمیر روزگار

نسبت دادنِ ضمیر (درون و باطن) به زمان که مفهومی انتزاعی است و به آن حالتی انسانی و رازآلود بخشیده است.