پیام مشرق

اقبال لاهوری

خرد اندر سر هر کس نهادند

اقبال لاهوری
خرد اندر سر هر کس نهادند تنم چون دیگران از خاک و خون است
ولی این راز کس جز من نداند ضمیر خاک و خونم بیچگون است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تضاد میان ظاهر مادی انسان و باطنِ متعالی و ناشناخته‌اش اشاره دارند. شاعر در حالی که به مشترکات جسمانی خود با سایر انسان‌ها، از قبیل برخورداری از خرد و کالبد خاکی اذعان می‌کند، بر رازی درونی تأکید می‌ورزد که تنها او از آن آگاه است.

مفهوم مرکزی این سروده، تمایز میان کالبد مادی که در معرض دید همگان است و ضمیرِ ناپیدایی است که به قلمروِ امورِ فرامادی یا به اصطلاح عرفانی، «بی‌چگون» تعلق دارد.

معنای روان

خرد اندر سر هر کس نهادند تنم چون دیگران از خاک و خون است

خداوند در سرشتِ همه آدمیان عقل و خرد قرار داده است و جسم من نیز همچون دیگر انسان‌ها از عناصر مادیِ خاک و خون ترکیب شده است.

نکته ادبی: خاک و خون کنایه از پیکرِ مادی است که در ادبیات کلاسیک اشاره به عناصرِ اولیه‌ی آفرینش انسان دارد.

ولی این راز کس جز من نداند ضمیر خاک و خونم بیچگون است

اما این رازِ بزرگ را جز من کسی نمی‌داند که نهاد و باطنِ این جسمِ خاکی من، حقیقتی فراتر از توصیف و صورِ مادی دارد.

نکته ادبی: بی‌چگون از اصطلاحاتِ عرفانی است که به معنایِ وجودی است که از کیفیت، چگونگی و صورِ مادی منزه است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خاک و خون

کنایه از جسم و کالبد مادی انسان که از عناصر زمینی ساخته شده است.

تناقض‌نمایی ضمیر خاک و خونم بیچگون است

پیوند زدنِ کالبدِ مادی (خاک و خون) با حقیقتی فرازمینی و بی‌کیفیت (بی‌چگون).