پیام مشرق

اقبال لاهوری

جهان ما که پایانی ندارد

اقبال لاهوری
جهان ما که پایانی ندارد چو ماهی در یم ایام غرق است
یکی بر دل نظر وا کن که بینی یم ایام در یک جام غرق است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های عرفانی، پیوندی عمیق میان جهان هستی و آگاهی انسان برقرار می‌کند. شاعر در این قطعه کوتاه، مفهوم «عالم صغیر» و «عالم کبیر» را واکاوی کرده و نشان می‌دهد که عظمتِ هستی، نه در بیرون، که در گستره‌ی قلب آدمی نهفته است.

پیام محوری، دعوت به درون‌نگری و کشفِ ظرفیتِ بی‌کرانِ روح انسانی است. آنجا که زمان و جهانِ بی‌انتها، در برابر وسعتِ حقیقتِ قلبِ آدمی کوچک شمرده می‌شوند و گویی در این ظرفِ کوچکِ وجود، حقیقتی به بلندای ابدیت نهفته است.

معنای روان

جهان ما که پایانی ندارد چو ماهی در یم ایام غرق است

دنیای ما که گویی انتهایی برای آن متصور نیست، همانند ماهی که در پهنه‌ی اقیانوس شناور است، در دریای بی‌کرانِ زمان و روزگار غرق شده و تحت سلطه‌ی آن قرار دارد.

نکته ادبی: «یم ایام» استعاره از دریای بی‌کران زمان و روزگار است و «جهان» در مقامِ ماهیِ گرفتار در این دریا به تصویر کشیده شده است.

یکی بر دل نظر وا کن که بینی یم ایام در یک جام غرق است

کافی است نگاهی به درونِ دل و جانِ خود بیندازی تا دریابی که همین دریای بی‌کرانِ روزگار و هستی، در فضای کوچکِ یک جام که کنایه از قلب انسان است، گنجایش یافته و غرق شده است.

نکته ادبی: «جام» در اینجا نماد قلب آدمی است که علی‌رغم ظاهر کوچک، ظرفیتِ پذیرش و درکِ کلیتِ هستی و زمان را دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره یم ایام

تشبیه گذر ایام به دریایی مواج و بی‌پایان که تمام هستی در آن غوطه‌ور است.

کنایه جام

نماد قلبِ انسان که ظرفیتِ نامحدودِ ادراکِ هستی را داراست.

تضاد مفهومی جهان در برابر جام

بزرگ‌نماییِ وسعتِ قلبِ انسان در برابرِ بزرگیِ عالمِ مادی که نشان‌دهنده عظمتِ روح آدمی است.