پیام مشرق

اقبال لاهوری

برون از ورطهٔ بود و عدم شو

اقبال لاهوری
برون از ورطهٔ بود و عدم شو فزونتر زین جهان کیف و کم شو
خودی تعمیر کن در پیکر خویش چو ابراهیم معمار حرم شو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر مخاطب را به تعالی و عبور از محدودیت‌های مادی و ذهنی دعوت می‌کند. او معتقد است برای رسیدن به حقیقتی بالاتر، باید از تقابل‌های رایج میان هستی و نیستی و درگیری‌های ذهنی درباره کمیت و کیفیتِ دنیا فراتر رفت.

همچنین پیام مرکزی، دعوت به خودسازی و هویت‌بخشی به نهادِ انسانی است. شاعر با بهره‌گیری از نمادهای دینی، «ساختنِ خویش» را به بنا کردنِ یک مکان مقدس تشبیه می‌کند تا به انسان یادآور شود که معمارِ شخصیت و کمالِ خویش است.

معنای روان

برون از ورطهٔ بود و عدم شو فزونتر زین جهان کیف و کم شو

از گردابِ تقابل‌های ذهنی مانند هستی و نیستی بیرون بیا و از دایره‌ محدودیت‌های مادی و کمی و کیفی این جهان، فراتر برو و رها شو.

نکته ادبی: «ورطه» در لغت به معنای گودال عمیق و محل هلاکت است که در اینجا استعاره از درگیری‌های بی‌پایان ذهن در دوگانگی‌هاست. «کیف و کم» ترکیب پرکاربردی در ادبیات عرفانی برای اشاره به صفات مادی و محدودیت‌های فیزیکی است.

خودی تعمیر کن در پیکر خویش چو ابراهیم معمار حرم شو

هویت و حقیقتِ وجودیِ خود را در باطنِ خویش بنا کن و پرورش بده؛ درست همان‌طور که حضرت ابراهیم(ع) خانه کعبه را به عنوان حرمِ الهی ساخت، تو نیز باید معمارِ کمال و حقیقتِ وجودیِ خویش باشی.

نکته ادبی: «خودی» در اینجا به معنایِ منِ متعالی یا شخصیتِ مستقل و باارزش انسانی است. «ابراهیم» به عنوان نمادِ سازندگیِ بنایِ توحید، استعاره‌ای برای ضرورتِ ساختاردهی به درون انسان است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح چو ابراهیم معمار حرم شو

اشاره به داستان قرآنیِ حضرت ابراهیم(ع) در بنای کعبه که به عنوان نمادی از ساختنِ یک بنای مقدس و استوار در نظر گرفته شده است.

استعاره ورطه

استعاره از دنیایِ مادی و درگیری‌های فکری که انسان را در خود غرق می‌کند و مانعِ تعالی او می‌شود.

تضاد بود و عدم

تقابلِ میان هستی و نیستی که به عنوانِ نمونه‌ای از تقابل‌هایِ دوتاییِ دنیا استفاده شده تا مخاطب را به فراتر رفتن از آن تشویق کند.