پیام مشرق

اقبال لاهوری

جهان یک نغمه زار آرزوئی

اقبال لاهوری
جهان یک نغمه زار آرزوئی بم و زیرش ز تار آرزوئی
به چشمم هر چه هست و بود و باشد دمی از روزگار آرزوئی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر دیدگاهی عمیق و هستی‌شناسانه است که در آن جهان نه به عنوان حقیقتی مستقل، بلکه به مثابه تجلی‌گاهی برای تمنا و آرزوی بی‌پایان تصویر شده است. شاعر معتقد است تار و پود عالم از جنس خواستن و طلب است و تمام اجزای آن با نغمه‌ای از جنسِ اشتیاق سروده شده‌اند.

در این نگاه، زمان و مکان نیز در برابر سلطه‌ی «آرزو» رنگ می‌بازند. از منظر شاعر، گذشته، حال و آینده چیزی جز لحظاتی گذرا در بسترِ پهناورِ آرزومندی نیستند. این تصویرسازی، حسی از تنهایی و حزنِ وجودی را به مخاطب منتقل می‌کند که گویی تمامِ موجودات در بندِ زنجیرِ خواستن گرفتارند.

معنای روان

جهان یک نغمه زار آرزوئی بم و زیرش ز تار آرزوئی

این عالم هستی، تنها نغمه‌ای غمگین و برخاسته از جنسِ تمنا و خواستن است که تمامِ اجزای آن، از بم تا زیرِ صداهایش، با تار و پودی از همین آرزوها تنیده شده است.

نکته ادبی: واژه «تار» دارای ایهام است؛ هم به معنای رشته و نخ که با مفهوم بافتن تناسب دارد و هم به معنای سیمِ ساز که با «نغمه» و «بم و زیر» قرابت معنایی دارد.

به چشمم هر چه هست و بود و باشد دمی از روزگار آرزوئی

از نگاه من، تمامِ آنچه در گذشته وجود داشته، اکنون هست و در آینده خواهد بود، تنها یک لحظه‌ی کوتاه از دورانِ بی‌پایانِ جولانِ آرزو و اشتیاق است.

نکته ادبی: ترکیب «روزگار آرزو» نشان‌دهنده سیطره و احاطه‌ی کاملِ میل و خواستن بر کلِ پهنه‌ی زمان است که در آن همه چیز تحت‌الشعاعِ آن قرار می‌گیرد.

آرایه‌های ادبی

استعاره نغمه زار

تشبیه جهان به نغمه‌ای حزین و گریان که نشان‌دهنده فضای اندوهگینِ وجود و سختیِ آرزومندی است.

ایهام تار

اشاره به هم‌زمانِ سیمِ ساز موسیقی و رشته و نخ که بر ساختارِ ظریف و در عین حال پیچیده وجود دلالت دارد.

مراعات نظیر نغمه، بم، زیر، تار

به کارگیری واژگانِ مرتبط با موسیقی که در کنار هم شبکه معناییِ ساز و آواز را برای توصیف هستی ایجاد کرده‌اند.