پیام مشرق

اقبال لاهوری

ربودی دل ز چاک سینهٔ من

اقبال لاهوری
ربودی دل ز چاک سینهٔ من به غارت برده ئی گنجینهٔ من
متاع آرزویم با که دادی چه کردی با غم دیرینهٔ من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر احوالِ عاشقی است که در هجران یار، گویی تمام هستیِ خود را از دست داده و معشوق را غارت‌گرِ گنجینهٔ جان خویش می‌داند. فضای حاکم بر این اشعار، آکنده از حیرت و پرسش‌گری عاشق نسبت به سرنوشتِ عواطف و آرزوهایش است که گویی در دستان معشوق اسیر شده و از کنترل او خارج گشته است.

شاعر در اینجا از زبانِ گلایه‌آمیز بهره برده تا شدتِ دلبستگی خود را نشان دهد؛ به‌گونه‌ای که نه تنها دل، بلکه تمام سرمایه‌های معنوی و غم‌های دیرینه‌اش نیز در گروِ نگاه و تصمیم معشوق قرار گرفته است.

معنای روان

ربودی دل ز چاک سینهٔ من به غارت برده ئی گنجینهٔ من

دلِ مرا از میان شکافِ سینه‌ام ربودی و تمام دارایی و گنجینهٔ باارزش وجودم را به تاراج بردی.

نکته ادبی: چاک سینه کنایه از شدتِ بی‌تابی و سوزِ درونی است که گویی آن‌قدر دل فشرده شده که سینه را شکافته است.

متاع آرزویم با که دادی چه کردی با غم دیرینهٔ من

آن آرزوهایی که سرمایهٔ عمرم بود را به چه کسی واگذار کردی؟ و بگو با آن غمِ قدیمی که سال‌ها با من مأنوس بود، چه کردی؟

نکته ادبی: متاع در اینجا به معنای کالا و سرمایه است که آرزوها به آن تشبیه شده‌اند؛ همچنین غم دیرینه نشان‌دهنده تداومِ رنج در طول زمان است.

آرایه‌های ادبی

استعاره گنجینه

دلِ عاشق به گنجینه‌ای گرانبها تشبیه شده که معشوق آن را به غارت برده است.

کنایه به غارت برده ئی

نشان‌دهنده ربودنِ دل با شدت و بی‌رحمی و بدون اجازه و رضایت عاشق است.

استعاره مکنیه متاع آرزو

آرزوها به کالای تجاری تشبیه شده‌اند که ارزش دادوستد دارند.