پیام مشرق

اقبال لاهوری

سخن درد و غم آرد ، درد و غم به

اقبال لاهوری
سخن درد و غم آرد ، درد و غم به مرا این ناله های دمبدم به
سکندر را ز عیش من خبر نیست نوای دلکشی از ملک جم به

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر روحیه‌ای است که در آن، شاعر دنیا و تعلقات آن را در برابر عواطف و احوال درونی خود کوچک می‌شمارد. در این نگرش، بیانِ درد و ناله با تمامِ سنگینی‌اش، از سخن‌های بیهوده و رایجِ روزگار، ارزشمندتر تلقی می‌شود.

شاعر با استفاده از ارجاعات اساطیری، قدرت و مکنت پادشاهان بزرگ را در برابر غنای درونیِ فردی که با غم و ناله‌های خویش خلوت کرده است، ناچیز می‌انگارد و لذتِ حاصل از درکِ قلبی را برتر از ملک‌داری و فتوحاتِ مادی می‌داند.

معنای روان

سخن درد و غم آرد ، درد و غم به مرا این ناله های دمبدم به

سخن گفتن و کلامِ عادی، سرانجام چیزی جز درد و غم به همراه نمی‌آورد، پس همان بهتر که در پیِ درد و غم باشم. در حقیقت برای من، این ناله‌های مکرر و پی‌درپی، بسیار ارزشمندتر و خوشایندتر از سخن‌سرایی است.

نکته ادبی: واژه «به» در هر دو مصراع به معنای «بهتر» یا «خوش‌تر» به کار رفته است و نشان‌دهنده ترجیح شاعر بر سکوت یا ناله است.

سکندر را ز عیش من خبر نیست نوای دلکشی از ملک جم به

پادشاهان بزرگ همچون سکندر، از حالِ خوش و لذتِ درونیِ من هیچ‌گونه آگاهی ندارند؛ چرا که نغمه و صدای دلنشینِ دلِ من، از تمامِ ملک و قلمرو جمشید ارزشمندتر است.

نکته ادبی: «سکندر» و «جم» نمادهای قدرت دنیوی و شکوه پادشاهی در ادبیات کلاسیک فارسی هستند که در اینجا در مقابل غنای معنوی شاعر قرار گرفته‌اند.

آرایه‌های ادبی

تلمیح سکندر و ملک جم

اشاره به پادشاهان اسطوره‌ای و تاریخی برای تقابلِ میان قدرتِ دنیوی و شکوهِ معنوی و عاطفی.

تضاد سخن در برابر درد و ناله

تمایز قائل شدن میان کلامِ متداول و بی‌خاصیت در برابر بیانِ درونی و صادقانه‌ی ناله.

جناس دمبدم

استفاده از تکرار برای تأکید بر استمرار و تداومِ حالِ شاعر.