پیام مشرق

اقبال لاهوری

تنی پیدا کن از مشت غباری

اقبال لاهوری
تنی پیدا کن از مشت غباری تنی محکم تر از سنگین حصاری
درون او دل درد آشنائی چو جوئی در کنار کوهساری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات به ترسیم تصویری از کمال انسانی می‌پردازد که در آن، تضادی بنیادین میان ماهیت خاکی و فناپذیر انسان و قدرت معنوی او برقرار است. دعوت به ساختن چنین تنی، اشاره‌ای است به لزوم تاب‌آوری در برابر سختی‌های روزگار با وجود ضعف‌های جسمانی و فطری.

در بند دوم، شاعر بر اهمیت عاطفه و حساسیت تأکید می‌کند. او معتقد است که قوت جسمانی بدون قلبی که دردشناس و زنده باشد، کامل نیست؛ چنان‌که تشبیه دل به جویباری در کنار کوهسار، نشان‌دهنده لزوم توازن میان صلابت و استواری (کوه) و لطافت و پویایی (جویبار) در وجود انسان است.

معنای روان

تنی پیدا کن از مشت غباری تنی محکم تر از سنگین حصاری

تنی برای خود مهیا کن که با وجود آنکه از مشتی خاک فانی سرشته شده است، در برابر حوادث روزگار مقاومتی بیش از یک دژ مستحکم داشته باشد.

نکته ادبی: عبارت "مشت غبار" کنایه‌ای از خلقت انسان از خاک و اشاره به ناپایداری مادی اوست که در تقابل با "سنگین حصار" قرار گرفته است.

درون او دل درد آشنائی چو جوئی در کنار کوهساری

درون این جسم، قلبی جای ده که با درد و رنج‌های جهان آشنا باشد؛ قلبی که مانند جویباری روان در کنار کوهسار، زلال و پویا باشد.

نکته ادبی: تشبیه دل به "جوئی در کنار کوهساری" تصویرگر لطافت و حیات‌بخشیِ عواطف انسانی در بستر صلابتِ روح است.

آرایه‌های ادبی

کنایه مشت غبار

اشاره به منشأ خلقت انسان از خاک که نماد کوچکی و فناپذیری است.

تشبیه دل... چو جوئی در کنار کوهساری

مانند کردن دل به جویبار برای نشان دادن پویایی و زلالی احساسات انسانی در کنار جسم استوار.

تضاد مشت غبار و سنگین حصار

تقابل میان ماده‌ی ناچیز جسم و استحکام و قدرتِ پایداری آن.