پیام مشرق

اقبال لاهوری

دل من رازدان جسم و جان است

اقبال لاهوری
دل من رازدان جسم و جان است نپنداری اجل بر من گران است
چه غم گر یک جهان گم شد ز چشمم هنوز اندر ضمیرم صد جهان است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده نگاهی متعالی و عارفانه به هستی و پایانِ زندگی مادی است. شاعر با تکیه بر خودشناسی و آگاهی از اسرارِ وجود، مرگ را امری ناچیز و عبور از پوسته ظاهر به حقیقتِ درون می‌داند.

در نگاهِ گوینده، جهانِ مادی در برابرِ وسعتِ اندیشه و باطنِ انسان، ارزشی ندارد. از دست دادنِ مظاهرِ بیرونیِ حیات، تا زمانی که انسان به گنجینه‌یِ درونی و عالمِ خیال و جان دسترسی دارد، مایه‌ی حزن و اندوه نیست.

معنای روان

دل من رازدان جسم و جان است نپنداری اجل بر من گران است

قلب من از رازهای نهانِ جسم و روح آگاه است؛ پس گمان مبر که مرگ برای من واقعه‌ای سخت و ناگوار است.

نکته ادبی: رازدان به معنای مطلع و محرمِ اسرار به کار رفته است. همچنین در این بیت، کنایه‌ای وجود دارد که مرگ برای عارف، پایانِ نیست‌انگاری نیست، بلکه دروازه‌ای برای رهایی است.

چه غم گر یک جهان گم شد ز چشمم هنوز اندر ضمیرم صد جهان است

اگر تمامِ این جهانِ مادی از مقابل چشمانم ناپدید شود و آن را از دست بدهم، هیچ اندوهی به دل راه نمی‌دهم؛ زیرا در باطن و ضمیرِ من، صدها جهانِ دیگرِ سرشار از زیبایی و معنا وجود دارد.

نکته ادبی: ضمیر به معنای باطن و نهادِ انسان است که جایگاه عوالمِ خیال و معرفت است. تضاد بین یک جهان و صد جهان، نشان‌دهنده‌ی برتریِ دنیایِ درونی بر عالمِ بیرونی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره گران

استعاره از سنگینی، دشواری و ناگواریِ مرگ.

تضاد یک جهان و صد جهان

تقابل میان جهانِ کوچکِ مادی و جهان‌های گسترده‌یِ درونی.

تشخیص رازدان

نسبت دادن صفتِ آگاهی و رازداری به دل که نشان‌دهنده اهمیت و مرکزیتِ قلب در عرفان است.