پیام مشرق

اقبال لاهوری

پند باز با بچهٔ خویش

اقبال لاهوری
تو دانی که بازان ز یک جوهرند دل شیر دارند و مشت پرند
نکو شیوه و پخته تدبیر باش جسور و غیور و کلان گیر باش
میامیز با کبک و تورنگ و ساز مگر اینکه داری هوای شکار
چه قومی فرو مایهٔ ترسناک کند پاک منقار خود را به خاک
شد آن باشه نخچیر خویش که گیرد ز صید خود آئین و کیش
بسا شکره افتاده بر روی خاک شد از صحبت دانه چینان هلاک
نگه دار خود را و خورسند زی دلیر و درشت و تنومند زی
تن نرم و نازک به تیهو گذار رگ سخت چون شاخ آهو بیار
نصیب جهان آنچه از خرمی است ز سنگینی و محنت و پر دمی است
چه خوش گفت فرزند خود را عقاب که یک قطره خون بهتر از لعل ناب
مجو انجمن مثل آهو و میش به خلوت گرا چون نیاکان خویش
چنین یاد دارم ز بازان پیر نشیمن بشاخ درختی مگیر
کنامی نگیریم در باغ و کشت که داریم در کوه و صحرا بهشت
ز روی زمین دانه چیدن خطاست که پهنای گردون خدا داد ماست
نجیبی که پا بر زمین سوده است ز مرغ سرا سفله تر بوده است
پی شاهبازان بساط است سنگ که بر سنگ رفتن کند تیز چنگ
تو از زرد چشمان صحراستی به گوهر چو سیمرغ والاستی
جوانی اصیلی که در روز جنگ برد مردمک را ز چشم پلنگ
به پرواز تو سطوت نوریان به رگهای تو خون کافوریان
ته چرخ گردندهٔ کوژ پشت بخور آنچه گیری ز نرم و درشت
ز دست کسی طعمهٔ خود مگیر نکو باش و پند نکویان پذیر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این منظومه، ستایش‌نامه‌ای بر خصلت‌های والای انسانی است که در تمثیل بازِ شکاری نمود یافته است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی حماسی و طبیعت‌گرایانه، مخاطب خود را به دوری از فرومایگی، پستی و عافیت‌طلبی دعوت می‌کند و بر این باور است که اصالت، در سایه رنج، استقلال و بلندپروازی به دست می‌آید.

در این اثر، میان پرندگانِ شکاری (نماد آزادگان و نخبگان) و پرندگانِ دانه چین (نماد وابستگان و دون‌همتان) تمایزی بنیادین ترسیم شده است. پیام اصلی، دعوت به عزت‌نفس و تکیه بر توانمندی‌های فردی است تا در گردونه‌ی پر فراز و نشیب روزگار، دچار ذلت و زبونی نشوند.

معنای روان

تو دانی که بازان ز یک جوهرند دل شیر دارند و مشت پرند

همه بازهای شکاری از یک سرشت و گوهر ناب هستند؛ آن‌ها شجاعتی همانند شیر دارند و از توانمندی بالایی برخوردارند.

نکته ادبی: جوهر در اینجا به معنای ذات و نهاد است.

نکو شیوه و پخته تدبیر باش جسور و غیور و کلان گیر باش

در رفتار و عمل، دارای روشی نیکو و تدبیری پخته باش؛ در عین حال جسور، با غیرت و دارای بلندنظری و جاه‌طلبی مثبت باش.

نکته ادبی: کلان گیر کنایه از کسی است که اهداف بزرگ دارد و به چیزهای کوچک قانع نیست.

میامیز با کبک و تورنگ و ساز مگر اینکه داری هوای شکار

با پرندگان ضعیف و بی‌مقدار همچون کبک و تورنگ نشست و برخاست نکن، مگر آنکه قصد شکار کردن آن‌ها را داشته باشی.

نکته ادبی: تورنگ نام دیگر قرقاول است و اینجا نماد پرندگان کم‌ارزش است.

چه قومی فرو مایهٔ ترسناک کند پاک منقار خود را به خاک

چه گروه فرومایه و ترسویی هستند کسانی که از ترس، منقارِ خود را که ابزارِ کار و اعتبارشان است، با خاک آلوده و بی‌ارزش می‌کنند.

نکته ادبی: فرو مایه صفتی است برای کسانی که طبعی پست دارند.

شد آن باشه نخچیر خویش که گیرد ز صید خود آئین و کیش

بازِ شکاری، روشِ زندگی و مرامِ خود را از شکار کردن و پیگیریِ هدفش می‌آموزد.

نکته ادبی: نخچیر در لغت به معنای شکار است.

بسا شکره افتاده بر روی خاک شد از صحبت دانه چینان هلاک

بسیارند پرندگانِ گران‌قدری (مانند شکره) که به خاطرِ هم‌نشینی با پرندگانِ معمولی و دانه چین، جایگاه والای خود را از دست داده و نابود شده‌اند.

نکته ادبی: شکره نوعی باز کوچک و تیزپرواز است.

نگه دار خود را و خورسند زی دلیر و درشت و تنومند زی

از جایگاه و شخصیت خود مراقبت کن و به آنچه داری قانع باش؛ در عین حال، زندگی را با دلیری و صلابتِ تن پیش ببر.

نکته ادبی: درشت زی کنایه از سرسختی و عدم انعطاف در برابر ذلت است.

تن نرم و نازک به تیهو گذار رگ سخت چون شاخ آهو بیار

لطافت و نازک‌طبعی را به پرنده‌ای چون تیهو واگذار کن؛ تو باید همچون شاخ آهو، رگ‌هایی سخت و تنومند داشته باشی.

نکته ادبی: تشبیه رگ به شاخ آهو برای القای سختی و استحکام بدن است.

نصیب جهان آنچه از خرمی است ز سنگینی و محنت و پر دمی است

خوشی و لذتِ حقیقی جهان، نصیبِ کسانی می‌شود که سختی‌ها و رنج‌های بزرگ را تحمل کرده‌اند و تلاش بسیاری نموده‌اند.

نکته ادبی: پر دمی کنایه از کسی است که در تکاپو و تلاش و نفس‌زدن برای هدف است.

چه خوش گفت فرزند خود را عقاب که یک قطره خون بهتر از لعل ناب

عقاب چه زیبا به فرزندش آموخت که یک قطره خونی که با تلاش خود به دست آورده‌ای، از لعلِ گران‌بهایی که بی‌زحمت به دست آید، باارزش‌تر است.

نکته ادبی: لعل ناب نماد ثروتِ بی‌حاصل و بدونِ مجاهدت است.

مجو انجمن مثل آهو و میش به خلوت گرا چون نیاکان خویش

مانند آهو و میش به دنبال جمعِ عام نباش؛ بلکه مانند نیاکانِ سرافراز خود، گوشه‌گیری و خلوت‌گزینی را برگزین.

نکته ادبی: انجمن در اینجا به معنای هیاهوی جمعِ بی‌خردان است.

چنین یاد دارم ز بازان پیر نشیمن بشاخ درختی مگیر

از بازهای پیر چنین به یاد دارم که می‌گفتند: هرگز بر شاخه‌ی درختانِ کوتاه و در دسترس، آشیانه مگیر.

نکته ادبی: نشیمن کنایه از جایگاه و مقام اجتماعی است.

کنامی نگیریم در باغ و کشت که داریم در کوه و صحرا بهشت

ما نباید در باغ‌ها و کشتزارها لانه بگیریم، چرا که بهشتِ حقیقی ما در کوهستان‌ها و دشت‌های وسیع است.

نکته ادبی: کنام به معنای لانه و پناهگاه حیوانات است.

ز روی زمین دانه چیدن خطاست که پهنای گردون خدا داد ماست

از روی زمین دانه چیدن (حقیر شمردنِ خویش) برای تو خطاست؛ چرا که خداوند پهنای آسمان‌ها را قلمروِ ما قرار داده است.

نکته ادبی: گردون استعاره از آسمان و گستره‌ی پرواز است.

نجیبی که پا بر زمین سوده است ز مرغ سرا سفله تر بوده است

آن موجودِ نجیبی که خود را به زمین و دانه چیدنِ حقیرانه آلوده کرده است، از یک پرنده‌ی خانگیِ معمولی هم پست‌تر است.

نکته ادبی: سفله‌تر به معنای پست‌تر و دون‌مایه‌تر است.

پی شاهبازان بساط است سنگ که بر سنگ رفتن کند تیز چنگ

بسترِ مناسب برای استراحتِ بازهای شاهانه، صخره‌های سخت است؛ زیرا نشستن بر روی سنگ باعث تیز شدنِ چنگال‌ها می‌شود.

نکته ادبی: شاهباز استعاره از بازِ بزرگ و پیشرو است.

تو از زرد چشمان صحراستی به گوهر چو سیمرغ والاستی

تو متعلق به صحراهای وسیعی؛ از نظرِ اصالت و بزرگی، همچون سیمرغِ افسانه‌ای والامقام هستی.

نکته ادبی: زردچشمان اشاره به نگاهِ نافذ بازهای شکاری دارد.

جوانی اصیلی که در روز جنگ برد مردمک را ز چشم پلنگ

تو جوانی اصیل هستی که در روزِ کارزار، چنان هیبتی داری که حتی پلنگ از نگاهِ تندِ تو هراسناک می‌شود.

نکته ادبی: مردمک چشم استعاره از نگاهِ خیره و پرقدرت است.

به پرواز تو سطوت نوریان به رگهای تو خون کافوریان

در پروازِ تو شکوهِ موجوداتِ آسمانی (نوریان) دیده می‌شود و در رگ‌های تو خونی پاک و اصیل جاری است.

نکته ادبی: کافوریان کنایه از پاکی و طهارتِ ذات است.

ته چرخ گردندهٔ کوژ پشت بخور آنچه گیری ز نرم و درشت

بر چرخِ فلک که گنبدی خمیده است مسلط باش و هرچه را که با قدرتِ خود از موجوداتِ ضعیف یا قوی شکار کردی، تناول کن.

نکته ادبی: چرخ گردنده استعاره از روزگار یا آسمان است.

ز دست کسی طعمهٔ خود مگیر نکو باش و پند نکویان پذیر

هرگز طعمه‌ی خود را از دستِ دیگران طلب نکن؛ انسانی نیک‌سیرت باش و پندِ بزرگ‌ترها و نیکان را بپذیر.

نکته ادبی: طعمه استعاره از رزق و روزی است که باید با سعی به دست آید.

آرایه‌های ادبی

تشبیه دل شیر دارند

تشبیه باز به شیر برای نشان دادن نهایت شجاعت.

کنایه منقار خود را به خاک کردن

کنایه از خواری، ذلت و اشتغال به کارهای پست.

تلمیح گوهر چو سیمرغ

اشاره به سیمرغ، مرغ افسانه‌ای شاهنامه که نماد بلندپروازی و شکوه است.

نمادپردازی باز و عقاب

نماد انسان‌های آزاده، بلندنظر، جنگجو و با عزت‌نفس.

نمادپردازی کبک و دانه چینان

نماد انسان‌های حقیر، عافیت‌طلب و وابسته به دیگران.