پیام مشرق

اقبال لاهوری

مشو نومید ازین مشت غباری

اقبال لاهوری
مشو نومید ازین مشت غباری پریشان جلوهٔ ناپایداری
چو فطرت می تراشد پیکری را تمامش می کند در روزگاری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی فلسفی به آفرینش انسان، بر صبر و شکیبایی در برابر ناملایمات و بی‌ثباتی‌های زندگی تأکید دارند. شاعر می‌کوشد تا حقارت ظاهریِ جسم خاکی انسان را با شکوهِ فرآیندِ آفرینش در طول تاریخ پیوند بزند و به مخاطب امید ببخشد.

مضمون محوری این کلام، گذرِ زمان به عنوان ابزاری برای تکامل و ساخته شدنِ انسان است. از دیدگاه شاعر، آنچه که به نظر ناچیز و زودگذر می‌رسد، در واقع بخشی از یک طرح بزرگ و حکیمانه است که در بسترِ روزگار به تدریج به کمال می‌رسد.

معنای روان

مشو نومید ازین مشت غباری پریشان جلوهٔ ناپایداری

از اینکه تنِ تو تنها توده‌ای از خاک است و جلوه‌ی زندگی‌ات آشفته و زودگذر به نظر می‌رسد، ناامید مباش.

نکته ادبی: ترکیب «مشت غبار» استعاره‌ای است که به جسم مادی انسان اشاره دارد و بر بی‌ارزش بودن ظاهری آن در برابر روحِ جاویدان دلالت می‌کند.

چو فطرت می تراشد پیکری را تمامش می کند در روزگاری

زیرا هنگامی که نیروی آفرینش یا حکمت الهی قصدِ ساختن و پرداختنِ وجودی را دارد، برای رسیدن به کمالِ نهاییِ آن به گذشتِ زمان نیاز است و این فرآیند در طی اعصار و روزگار تکمیل می‌شود.

نکته ادبی: فعل «می‌تراشد» استعاره‌ای از آفرینش و صیقل دادنِ وجود انسان است که به تراشکاریِ مجسمه توسط هنرمند تشبیه شده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه مشت غبار

اشاره به جسم خاکی و فانی انسان.

استعاره می‌تراشد

تشبیه فرآیند تکامل یا آفرینش به مجسمه‌سازی و پرداختن پیکره.