پیام مشرق

اقبال لاهوری

اگر کردی نگه بر پارهٔ سنگ

اقبال لاهوری
اگر کردی نگه بر پارهٔ سنگ ز فیض آرزوی تو گهر شد
به زر خود را مسنج ای بندهٔ زر که زر از گوشهٔ چشم تو زر شد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این اشعار، شاعر بر برتری جایگاه و نگاه انسانی بر ماده تأکید می‌ورزد و بیان می‌دارد که آنچه به اشیاء ارزش می‌بخشد، نگاه و درونیات انسان است نه ذات خود آن اشیاء.

شاعر به انسان هشدار می‌دهد که اسیر تعلقات مادی نشود و ارزش وجودی خویش را که ریشه در حقیقت هستی دارد، با ترازوهای مادی همچون طلا و ثروت نسنجد؛ چرا که این امور خود از نگاه انسان اعتبار یافته‌اند.

معنای روان

اگر کردی نگه بر پارهٔ سنگ ز فیض آرزوی تو گهر شد

اگر با نگاهی عمیق و لبریز از اشتیاق به یک قطعه سنگ معمولی بنگری، آن سنگ به برکت شور و نگاهِ پرمهرِ تو، به گوهری گران‌بها و ارزشمند دگرگون می‌شود.

نکته ادبی: گهر استعاره از تغییرِ ارزشِ پدیده‌ها تحت تأثیر نگاه و نگرشِ عاشقانه است.

به زر خود را مسنج ای بندهٔ زر که زر از گوشهٔ چشم تو زر شد

ای کسی که بنده و اسیرِ ثروت و زر هستی! ارزش والای وجودی خودت را با میزان طلا و دارایی نسنج؛ چرا که طلا هم تنها به واسطه توجه و نگاهِ توست که ارزشمند و طلا خوانده شده است.

نکته ادبی: بنده زر کنایه از دنیاپرستی و محدود کردنِ دیدگاه به مادیات است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سنگ به گهر بدل شدن

اشاره به قدرت نگاهِ آدمی در تغییرِ ارزشِ ظاهریِ اشیاء به ارزشِ معنوی.

تناقض (پارادوکس) زر از گوشه چشم تو زر شد

بیان اینکه ارزشِ طلا هم برخاسته از نگاهِ انسان است، نه ذاتِ آن.

خطاب (ندا) ای بندهٔ زر

برای تأثیرگذاری بر مخاطب و دعوت او به تامل در ارزشمندیِ خویش.