پیام مشرق

اقبال لاهوری

چه لذت یارب اندر هست و بود است

اقبال لاهوری
چه لذت یارب اندر هست و بود است دل هر ذره در جوش نمود است
شکافد شاخ را چون غنچهٔ گل تبسم ریز از ذوق وجود است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی عرفانی و عمیق، به ستایشِ شگفتیِ آفرینش و لذتِ وجود می‌پردازند. شاعر در اینجا هستی را جریانی پویا و سرشار از شوق می‌بیند که در تمامی ذرات عالم جاری است و هر موجودی با جلوه‌گری خود، در حال ابراز این شعف درونی است.

تصویرسازی‌ها به‌گونه‌ای است که شکفتن و هستی یافتن را با لبخند و شادی پیوند می‌دهد. در این نگاه، جهان نه مکانی ساکن، بلکه عرصه‌ای برای ظهورِ شوقِ الهی است که در کوچک‌ترین اجزای طبیعت نیز دیده می‌شود.

معنای روان

چه لذت یارب اندر هست و بود است دل هر ذره در جوش نمود است

خدایا، در اصلِ وجود و هستی چه لذت و شیرینی عمیقی نهفته است! تمام ذرات عالم بی‌قرارند تا خود را نشان دهند و وجود خویش را آشکار کنند.

نکته ادبی: هست و بود به معنای هستی و وجود است. جوشِ نمود استعاره از تکاپویِ موجودات برای جلوه‌گری و آشکار شدن است.

شکافد شاخ را چون غنچهٔ گل تبسم ریز از ذوق وجود است

همان‌طور که غنچه با قدرت، شاخه را می‌شکافد و باز می‌شود، این شوقِ وجود نیز چنین نیرویی دارد و گویی گل‌کردنِ طبیعت، تبسمی است که از سرِ لذتِ زنده بودن بر لبانِ عالم نقش می‌بندد.

نکته ادبی: تبسم‌ریز صفتِ فاعلی به معنایِ خنده‌افشان است. تشبیه شکافدنِ شاخ به غنچه استعاره از ظهورِ حیات و کمال‌یافتگی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره تبسم ریز

تشبیه شکفتن غنچه به لبخند زدن برای نشان دادنِ شعفِ وجود.

تشخیص دل هر ذره

نسبت دادنِ دل و احساس به ذراتِ عالم برای نشان دادنِ حیاتِ جاری در کائنات.

تمثیل شکافد شاخ را چون غنچهٔ گل

استفاده از نمادِ شکفتنِ گل برای تبیینِ چگونگیِ ظهورِ امرِ هستی در عالم.