پیام مشرق

اقبال لاهوری

جهان ما که جز انگاره ئی نیست

اقبال لاهوری
جهان ما که جز انگاره ئی نیست اسیر انقلاب صبح و شام است
ز سوهان قضا هموار گردد هنوز این پیکر گل ناتمام است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه با نگاهی فلسفی، جهان مادی را نه واقعیتی اصیل، بلکه پنداری زودگذر و ناپایدار می‌داند که در چرخه تکرار و تغییرات زمان (روز و شب) اسیر است.

شاعر در ادامه، هستی انسان را همچون پیکری گلی می‌داند که با سختی‌ها و حوادث روزگار (قضا) صیقل می‌یابد تا به کمال برسد، اما همواره ناقص و ناتمام باقی می‌ماند.

معنای روان

جهان ما که جز انگاره ئی نیست اسیر انقلاب صبح و شام است

دنیای ما که در حقیقت جز یک خیال و تصویر ذهنی نیست، در بند چرخش پیوسته روز و شب گرفتار است.

نکته ادبی: واژه انگاره به معنای تصور، پندار و نقش است و انقلاب در اینجا به معنای دگرگونی و چرخش ایام است که به مفهوم گذر زمان اشاره دارد.

ز سوهان قضا هموار گردد هنوز این پیکر گل ناتمام است

سرنوشت و مشیت الهی همچون سوهانی بر وجود ما کشیده می‌شود تا ناصافی‌هایمان را بگیرد و ما را صیقل دهد، با این‌حال هنوز این قالبِ خاکی وجود آدمی ناتمام و ناکامل است.

نکته ادبی: سوهان قضا استعاره از سختی‌های زندگی است که آدمی را می‌تراشد؛ گل نماد آفرینش خاکی و مادی انسان و اشاره به فناپذیری اوست.

آرایه‌های ادبی

استعاره سوهان قضا

تشبیه سرنوشت به سوهان که نشان‌دهنده سختی‌ها و فشارهای زندگی برای صیقل دادن روح آدمی است.

کنایه پیکر گل

اشاره به آفرینش خاکی انسان و ناپایداری جسم او در برابر گذر زمان.

تشخیص جهان اسیر

نسبت دادن صفت اسارت به جهان، گویای آن است که هستی در چنگال گذرِ بی‌توقف زمان گرفتار است.