پیام مشرق

اقبال لاهوری

جهان یارب چه خوش هنگامه دارد

اقبال لاهوری
جهان یارب چه خوش هنگامه دارد همه را مست یک پیمانه کردی
نگه را با نگه آمیز دادی دل از دل جان ز جان بیگانه کردی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی حیرت‌زده به نظام هستی و تدبیر پروردگار، جهان را صحنه‌ای پرشور و غوغا می‌داند که همه موجودات در آن، مست از شرابِ هستی‌بخشِ الهی هستند.

شاعر در این سروده، تضادِ عجیبی را در احوال انسانی به تصویر می‌کشد؛ اینکه چگونه خداوند در عینِ ایجادِ پیوندهای ظاهری میان آدمیان، حقیقتِ وجودی و دل‌های آنان را از هم دور و بیگانه نگه داشته است.

معنای روان

جهان یارب چه خوش هنگامه دارد همه را مست یک پیمانه کردی

پروردگارا! دنیا عجب صحنه تماشایی و پرشور و حالی دارد؛ تو همه موجودات را از یک جامِ هستی سرمست و سرگردان کرده‌ای.

نکته ادبی: هنگامه به معنای غوغا و صحنه نمایش است و پیمانه استعاره از شرابِ تجلیِ الهی است که همگان را به یک اندازه درگیر کرده است.

نگه را با نگه آمیز دادی دل از دل جان ز جان بیگانه کردی

تو کاری کردی که نگاه‌ها با هم تلاقی کنند و به هم گره بخورند، اما در عین حال، دل‌ها و جان‌ها را از یکدیگر دور و بیگانه ساختی.

نکته ادبی: آمیز دادی به معنای در هم آمیختن است. این بیت بر جداییِ باطنیِ انسان‌ها در عینِ همبستگیِ ظاهری تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره پیمانه

اشاره به شرابِ هستی و یا فیضِ الهی که تمام موجودات از آن بهره‌مند و سرمست شده‌اند.

تضاد و پارادوکس نگه با نگه آمیز دادی / دل از دل بیگانه کردی

تقابل میان نزدیکیِ ظاهری (نگاه‌ها) و دوریِ درونی (دل‌ها و جان‌ها) که نشان‌دهنده پیچیدگی روابط انسانی است.

ندایه یارب

خطاب قرار دادن خداوند برای ابراز شگفتی از نظم و حکمتِ حاکم بر جهان.