پیام مشرق

اقبال لاهوری

نامهٔ عالمگیر (به یکی از فرزندانش که دعای مرگ پدر میکرد)

اقبال لاهوری
ندانی که یزدان دیرینه بود بسی دید و سنجید و بست و گشود
ز ما سینه چاکان این تیره خاک شنید است صد نالهٔ درد ناک
بسی همچو شبیر در خون نشست نه یک ناله از سینهٔ او گسست
نه از گریهٔ پیر کنعان تپید نه از درد ایوب آهی کشید
مپندار آن کهنه نخچیر گیر بدام دعای تو گردد اسیر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری تأمل‌برانگیز، با بیانی فلسفی و نقادانه به تبیین جایگاه اراده‌ی الهی و تقدیر در هستی می‌پردازد. شاعر در این ابیات، بر عظمت، قدمت و بی‌تغییر بودنِ مشیتِ خداوند تأکید می‌ورزد و فضای حاکم بر شعر، آکنده از نوعی واقع‌گراییِ تلخ و تسلیم در برابرِ سرنوشت است.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، نفیِ نگاهِ انسان‌انگارانه به مقوله‌ی دعا و اجابت است. نویسنده با اشاره به رنج‌های بزرگانی همچون یعقوب، ایوب و شُبَیر (امام حسین)، به مخاطب یادآوری می‌کند که خداوند فراتر از احساسات و عواطف انسانی است و اراده‌ی او با ناله، گریه یا دعا تغییر نمی‌کند، بنابراین نباید گمان برد که می‌توان تقدیر را با درخواست‌های شخصی به بند کشید.

معنای روان

ندانی که یزدان دیرینه بود بسی دید و سنجید و بست و گشود

آیا نمی‌دانی که پروردگار از دیرباز وجود داشته و به همه چیز آگاه است؟ او تمام رویدادهای هستی را دیده، سنجیده و حکم به انجام یا توقف کارها داده است.

نکته ادبی: یزدان دیرینه اشاره به صفت قدمت و ازلیت حق‌تعالی دارد. بستن و گشودن در اینجا کنایه از حاکمیت مطلق بر تقدیر و گره‌گشایی یا حکم است.

ز ما سینه چاکان این تیره خاک شنید است صد نالهٔ درد ناک

خداوند صدای ناله‌های دردناک ما انسان‌های رنج‌کشیده را که در این دنیایِ تیره‌وتار زندگی می‌کنیم، بارها و بارها شنیده است.

نکته ادبی: سینه چاکان استعاره از دردمندان و رنج‌دیدگان است. تیره خاک در اینجا کنایه از عالم مادی و دنیای فانی است.

بسی همچو شبیر در خون نشست نه یک ناله از سینهٔ او گسست

بسیاری از بزرگ‌مردان همچون شُبَیر (امام حسین) در خون خود غلتیدند، اما با این حال لب به شکوه نگشودند و ناله‌ای از سینه‌شان برنخاست.

نکته ادبی: شُبَیر تصغیرِ نام حَسَن یا حُسین است که در اینجا تلمیحی به امام حسین (ع) است. در خون نشستن کنایه از شهادت و تحمل رنج سنگین است.

نه از گریهٔ پیر کنعان تپید نه از درد ایوب آهی کشید

خداوند نه با گریه‌های مکرر حضرت یعقوب دگرگون شد و نه با رنج و بیماری طاقت‌فرسای حضرت ایوب، از خود واکنشی نشان داد.

نکته ادبی: پیر کنعان اشاره به حضرت یعقوب و درد ایوب اشاره به داستان حضرت ایوب است. تپیدن در اینجا به معنای بی‌قراری و واکنش نشان دادن در اثر عاطفه است.

مپندار آن کهنه نخچیر گیر بدام دعای تو گردد اسیر

گمان مبر که آن شکارچیِ کهنه‌کارِ عالم (خداوند)، اسیر دعا و درخواست‌های تو می‌شود و اراده‌اش با خواهش‌های تو تغییر می‌کند.

نکته ادبی: کهنه نخچیرگیر استعاره‌ای از خداوند است که بر همه چیز مسلط است و به دام هیچ دعایی نمی‌افتد. نخچیر به معنای شکار است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح پیر کنعان، ایوب، شُبَیر

اشاره به داستان‌های تاریخی و مذهبیِ حضرت یعقوب، حضرت ایوب و امام حسین(ع) برای اثباتِ بی‌تأثیریِ رنج در تغییرِ اراده‌ی الهی.

استعاره کهنه نخچیرگیر

تشبیه خداوند به شکارچیِ کهنه‌کار و ماهری که بر جهان مسلط است و از هیچ‌کس فریب نمی‌خورد.

تضاد بست و گشود

تقابل میان بستن و گشودن برای نشان دادن تسلطِ مطلقِ اراده‌ی الهی بر گشایش و گرفتاری‌های عالم.