پیام مشرق

اقبال لاهوری

نه هر کس از محبت مایه دار است

اقبال لاهوری
نه هر کس از محبت مایه دار است نه با هر کس محبت سازگار است
بروید لاله با داغ جگر تاب دل لعل بدخشان بی شرار است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به بررسی ماهیت عمیق و کمیاب عشق در نهاد آدمی می‌پردازند و بیان می‌کنند که هر قلبی توانایی پذیرش یا تداوم در مسیر عشق را ندارد. در واقع، عشق به مثابه یک گوهر درونی است که نه در هر سینه‌ای جای می‌گیرد و نه با هر منشی سازگار است.

در بخش دوم، شاعر با نگاهی نمادین به طبیعت و اشیاء، میان ظاهر زیبا اما سرد (همچون لعل بدخشان) و درونی که نشان از رنج و گرمای عشق دارد (همچون لاله)، تمایز قائل می‌شود تا نشان دهد که ارزش حقیقی در تپش و سوز درون است، نه در جلا و جلالی که عاری از حرارت و حیات باشد.

معنای روان

نه هر کس از محبت مایه دار است نه با هر کس محبت سازگار است

هر کسی از شایستگی و ظرفیت لازم برای عشق‌ورزی برخوردار نیست و از سوی دیگر، جوهره عشق نیز با طبع و سرشتِ هر کسی سازگاری ندارد و در هر دلی به ثمر نمی‌نشیند.

نکته ادبی: واژه «مایه‌دار» در اینجا به معنای دارا بودنِ استعداد ذاتی، ظرفیت روحی و آن «مایه» یا سرمایه اصلی برای درکِ مقام عشق است.

بروید لاله با داغ جگر تاب دل لعل بدخشان بی شرار است

گل لاله در حالی از خاک می‌روید که گویی داغی سوزان بر جگر دارد، در حالی که لعلِ بدخشان، با وجود ارزشِ مادی و زیباییِ ظاهری، از حرارت و شراره‌ی عشق تهی است.

نکته ادبی: «لعل بدخشان» در ادبیات کلاسیک نمادِ کمالِ زیبایی و درخشندگی است که در اینجا برای تضاد با «داغِ جگر» (نشانه رنج و شور عشق) به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

نمادگرایی داغ لاله

لاله به دلیل لکه‌ی سیاهی که در میان گلبرگ‌هایش دارد، در ادبیات فارسی نمادِ داغِ عشق و سوزِ درونی است.

تضاد (طباق) داغِ جگر تاب و دلِ بی شرار

مقایسه میان گرمایِ سوزانِ عشق (در لاله) و سردیِ ذاتیِ گوهر (لعل) برای نشان دادن برتریِ سوزِ عاشقانه بر زیباییِ بی روح.

تلمیح لعل بدخشان

اشاره به یکی از معروف‌ترین معادنِ لعل در تاریخ و جغرافیا که نمادِ کمالِ مادی و ارزشِ سنگ‌های قیمتی در شعر کهن است.