پیام مشرق

اقبال لاهوری

کسی کو درد پنهانی ندارد

اقبال لاهوری
کسی کو درد پنهانی ندارد تنی دارد ولی جانی ندارد
اگر جانی هوس داری طلب کن تب و تابی که پایانی ندارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر اهمیت «درد» یا همان اشتیاق و طلب درونی در حیات انسانی تأکید دارند. شاعر معتقد است که انسانیت و حیات حقیقی، تنها با رسیدن به مرتبه‌ای از آگاهی و اشتیاقِ روحانی معنا می‌یابد و هر کس از این موهبت بی‌بهره باشد، در واقع جسمی بی‌روح بیش نیست.

در نهایت، شاعر مخاطب را تشویق می‌کند که برای دست‌یافتن به جانی حقیقی، باید در پی عشق یا دردی ابدی باشد؛ چرا که این «تب و تاب» تمام‌نشدنی، همان گوهر حیات و پیوند دهنده انسان به ساحت معنا است.

معنای روان

کسی کو درد پنهانی ندارد تنی دارد ولی جانی ندارد

کسی که در قلب و جان خود، سوز و گداز یا همان دردی عاشقانه و درونی ندارد، اگرچه ظاهری زنده و جسمی برپا دارد، اما از حقیقتِ زندگی و روح انسانی بی‌بهره است.

نکته ادبی: «درد پنهانی» استعاره از عشق یا اشتیاق معنوی است که با «جان» که همان حقیقتِ وجودی انسان است، تقابل یافته است.

اگر جانی هوس داری طلب کن تب و تابی که پایانی ندارد

اگر میل و آرزوی رسیدن به حیات واقعی و جانِ حقیقی را در سر داری، باید در پی آن عشق و اشتیاق ابدی و تمام‌نشدنی باشی.

نکته ادبی: واژه «طلب کن» در اینجا اشاره به حرکتِ سلوک و جستجوگریِ سالک در مسیر معرفت دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره درد پنهانی

به معنای عشق و سوز درونی.

تضاد تن و جان

برای تأکید بر تفاوت کالبد خاکی و حقیقت روحانی.

مراعات نظیر تب و تاب

که به فضای پرشور و تلاطمِ عاشقانه اشاره دارد.