[اَرْ] (ع اِ) جِ روح. جانها. تسخیر ارواح. ارواح شریره :

[اِرْ] (ع مص) رد کردن، چنانکه حق را: اروح علیه حقه. || دریافتن بوی. (منتهی الارب). بوی چیزی دریافتن. (کنز اللغات). بوی بردن. (تاج المصادر بیهقی).