استغنا
معنی
(اسم مصدر) [عربی: استغناء]
[esteqnā]
۱. توانگری؛ بینیازی.
۲. توانگر شدن؛ بینیاز شدن.
۳. مناعتطبع؛ وارستگی.
۴. (تصوف) بینیازی خداوند.
۵. اظهار بیتمایلی معشوق به عاشق برای برانگیختن اشتیاق وی.
هممعنا / پادمعنا
- بینیازی، توانگری، خودکفایی
- علوطبع، کمال
- ناز ≠ نیازمندی
جست و جوی دقیق
استغنا
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی: استغناء]
[esteqnā]
۱. توانگری؛ بینیازی.
۲. توانگر شدن؛ بینیاز شدن.
۳. مناعتطبع؛ وارستگی.
۴. (تصوف) بینیازی خداوند.
۵. اظهار بیتمایلی معشوق به عاشق برای برانگیختن اشتیاق وی.
[esteqnā]
۱. توانگری؛ بینیازی.
۲. توانگر شدن؛ بینیاز شدن.
۳. مناعتطبع؛ وارستگی.
۴. (تصوف) بینیازی خداوند.
۵. اظهار بیتمایلی معشوق به عاشق برای برانگیختن اشتیاق وی.
استغنا
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِستِغنا/
اسم مصدر:
استغنا
1. مجاز: (عزتنفس). (مناعت).
2. بینیازی.
3. تصوف: عظمت و بینیازیِ خداوند.
4. تصوف: بینیازی (سالک) از هر چیز جز (خدا). واژههای مشتق شده: (استغنا کردن)
انگلیسی: (disdain)
فرهنگ بزرگ سخن
عربی
آوایش:
/اِستِغنا/
اسم مصدر:
استغنا
1. مجاز: (عزتنفس). (مناعت).
2. بینیازی.
3. تصوف: عظمت و بینیازیِ خداوند.
4. تصوف: بینیازی (سالک) از هر چیز جز (خدا). واژههای مشتق شده: (استغنا کردن)
انگلیسی: (disdain)
فرهنگ بزرگ سخن