استذلال
معنی
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[estezlāl] کسی را ذلیل پنداشتن؛ خوار و ناچیز شمردن؛ خوار کردن.
جست و جوی دقیق
استذلال
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[estezlāl] کسی را ذلیل پنداشتن؛ خوار و ناچیز شمردن؛ خوار کردن.
[estezlāl] کسی را ذلیل پنداشتن؛ خوار و ناچیز شمردن؛ خوار کردن.
استذلال
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (ع مص) خوار پنداشتن کسی را. (منتهی الارب). خوار کردن. (تاج المصادر بیهقی). خوار و ناچیز شمردن. اِکاره. اذلال. (زوزنی). خاضع کردن. خوار گرفتن کسی را : و چون همت پادشاهانهء او بر استذلال صعاب باغیان و استلانت رقاب یاغیان مصروف بود... (جهانگشای جوینی). || نرم گردانیدن. (منتهی الارب). رام کردن.
استذلال
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِستِذلال/
اسم مصدر:
استذلال قدیم
1. خوار شمردن، (توهین).
2. :از ترس اهانت و استذلال در خروش بر مقابله و مقاتله اتفاق کردند. «(جوینی)»
فرهنگ بزرگ سخن
عربی
آوایش:
/اِستِذلال/
اسم مصدر:
استذلال قدیم
1. خوار شمردن، (توهین).
2. :از ترس اهانت و استذلال در خروش بر مقابله و مقاتله اتفاق کردند. «(جوینی)»
فرهنگ بزرگ سخن