استحلال
معنی
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)حلالی طلبیدن.
جست و جوی دقیق
استحلال
فرهنگ معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)حلالی طلبیدن.
استحلال
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[estehlāl]
۱. حلالیت خواستن.
۲. مباح دانستن؛ حلال دانستن.
[estehlāl]
۱. حلالیت خواستن.
۲. مباح دانستن؛ حلال دانستن.
استحلال
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (ع مص) حلال ساختن. || حلال پنداشتن. حلال شمردن. حلال داشتن. (تاج المصادر بیهقی). بحلال داشتن. (زوزنی): استحلال حرام؛ حلال داشتن حرام. || حلال کردن خواستن. حلالی خواستن. (تاج المصادر بیهقی). بحلی خواستن.
استحلال
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
استحلال[ع - مص - م] (ئیستهلال - istihlal)حەڵاڵ کردن، حەڵاڵ خوازی.
استحلال
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِستِحلال/
اسم مصدر:
استحلال قدیم
1. حلالی طلبیدن. واژههای مشتق شده: (استحلال کردن)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اِستِحلال/
اسم مصدر:
استحلال قدیم
1. حلالی طلبیدن. واژههای مشتق شده: (استحلال کردن)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
استحلال
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
استحلال یعنی حلال ساختن این اصطلاح در فقه مسلمانان رواج دارد که معانی مختلف دارد حلال شمردن و حلال کردن و حلالیت طلب کردن. مثلاً بر (استحلال) به معنی حلال شمردن محرمات ضروری دین و غیرضروری دین آثاری مترتب است یا (استحلال) به معنی حلالیت طلب کردن دارای سه حالت واجب و مستحب و حرام است که در کتب فقهی توضیح داده شدهاست. و در (استحلال) به معنای حلال کردن بحث در مورد حلال شدن برخی محرمات بر اثر اضطرار یا حلال شدن با علت سبب شرعی است.