ارجوزه
معنی
(اُ زَ) [ ع. ارجوزه ] (اِ.) قصیده در بحر رجز، شعر کوتاه. ج. اراجیز.
جست و جوی دقیق
ارجوزه
فرهنگ معین
(اُ زَ) [ ع. ارجوزه ] (اِ.) قصیده در بحر رجز، شعر کوتاه. ج. اراجیز.
ارجوزه
فرهنگ عمید
(اسم) [عربی: ارجوزَة]
[orjuze]
۱. کتاب منظومی که بیشتر در قالب مثنوی سروده میشد و اغلب شامل موضوعاتی خاص، مانند پزشکی و منطق بوده است.
۲. سخنان مفاخرهآمیز که معمولاً در میدان جنگ ادا میشود؛ رجز.
۳. (موسیقی) گوشهای در دستگاه چهارگاه؛ رجز.
[orjuze]
۱. کتاب منظومی که بیشتر در قالب مثنوی سروده میشد و اغلب شامل موضوعاتی خاص، مانند پزشکی و منطق بوده است.
۲. سخنان مفاخرهآمیز که معمولاً در میدان جنگ ادا میشود؛ رجز.
۳. (موسیقی) گوشهای در دستگاه چهارگاه؛ رجز.
ارجوزه
فرهنگ دهخدا
[اُ زَ] (ع اِ)(1) قصیده گونه ای از بحر رَجز. قصیده ای بوزن رَجز. || بیت کوتاه. (ربنجنی) (مهذب الاسماء). شعر کوتاه. ج، اَراجیز. (مهذب الاسماء).
-ارجوزه خواندن؛ شعر خواندن در معرکه و جنگ. خودستائی کردن.
(1) - Cantica. Canticum.
-ارجوزه خواندن؛ شعر خواندن در معرکه و جنگ. خودستائی کردن.
(1) - Cantica. Canticum.
ارجوزه
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اُرجوزِه/
اسم:
ارجوزه
1. آمیخته با تفاخر و غرور. (ارجوزة).
2. کتاب منظوم درباره موضوعهایی چون پزشکی و منطق که در قالب مثنوی بوده است.
3. قصیده در بحر رجز، شعر کوتاه. جمع (اراجیز).
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اُرجوزِه/
اسم:
ارجوزه
1. آمیخته با تفاخر و غرور. (ارجوزة).
2. کتاب منظوم درباره موضوعهایی چون پزشکی و منطق که در قالب مثنوی بوده است.
3. قصیده در بحر رجز، شعر کوتاه. جمع (اراجیز).
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین