اثر

معنی
برابر فارسی
  1. اثر
هم‌معنا / پادمعنا
  1. ایز، پی، جای‌پا، ردپا، رد، نشان، نشانه
  2. تاثیر، خاصیت، فایده، واکنش،
  3. تالیف، تصنیف، نوشته،
جست و جوی دقیق

اثر

فرهنگ معین

اثر

فرهنگ عمید

اثر

فرهنگ سره

اثر

فرهنگ دهخدا

اثر

فرهنگ دهخدا

اثر

فرهنگ دهخدا

اثر

فرهنگ دهخدا

اثر

فرهنگ دهخدا

اثر

فرهنگ دهخدا

اثر

فرهنگ دهخدا

اثر

فرهنگ دهخدا

اثر

فرهنگ دهخدا

اثر

فرهنگ دهخدا

اثر

واژه‌نامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)

اثر

واژه‌نامه کاوه (فارسی به کردی)

اثر

واژه‌نامه هژار (فارسی به کردی)

اثر

واژگان مصوب فرهنگستان

اثر

واژه‌نامه عربی به فارسی

اثر

واژه‌نامه آزاد ویکی پدیا