ابلال
معنی
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[eblāl] از بیماری نجات یافتن.
جست و جوی دقیق
ابلال
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[eblāl] از بیماری نجات یافتن.
[eblāl] از بیماری نجات یافتن.
ابلال
فرهنگ دهخدا
[اِ] (ع مص) بِهْ کردن از بیماری. || از بیماری بِهْ شدن. || نجات یافتن. رستگار شدن. || سیر کردن در زمین. || بابار شدن و میوه آوردن درخت. || عاجز شدن از فساد و بدی و بازایستادن. || گریختن و گم شدن. || غالب شدن. || أَبَلَّ العود؛ تر شد چوب و تراوید. (منتهی الارب).
ابلال
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ابلال
(ع/مصل)
تەڕبوون، خووسان، شێداربوون، نمدار بوون،
چابوونەوە، جاکبوونەوە، خاسبوونەوە، خۆش بوونەوە، ساڕێژبوونەوە، گۆشتەزوون هێنانەوە،
بەرهێنانیدار، میوەودانی دار،
(ع/مصل)
تەڕبوون، خووسان، شێداربوون، نمدار بوون،
چابوونەوە، جاکبوونەوە، خاسبوونەوە، خۆش بوونەوە، ساڕێژبوونەوە، گۆشتەزوون هێنانەوە،
بەرهێنانیدار، میوەودانی دار،
ابلال
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِبلال/
اسم مصدر:
ابلال قدیم
1. شفا یافتن از بیماری؛ تندرستی؛ بهبود.
2. :بعد از پانزده روز ... ابلالی و انتعاشی حاصل آمد. «(بهالدینبغدادب)»
فرهنگ بزرگ سخن
عربی
آوایش:
/اِبلال/
اسم مصدر:
ابلال قدیم
1. شفا یافتن از بیماری؛ تندرستی؛ بهبود.
2. :بعد از پانزده روز ... ابلالی و انتعاشی حاصل آمد. «(بهالدینبغدادب)»
فرهنگ بزرگ سخن