گزیده اشعار - قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - کار من بین که چون شگفت افتاد
مسعود سعد سلماندرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این سروده، بازتابی از اندوه و گلایه از بیثباتیِ جهان و ناپایداریِ احوالِ آدمی است. شاعر با نگاهی واقعبینانه و کمی بدبینانه، جهان را عرصهی وارونگیِ ارزشها میبیند که در آن استعدادها و اصالتها نادیده گرفته میشوند و بخت و اقبال، روی خوش به صاحبانِ هنر نشان نمیدهد.
در نهایت، شاعر با اتکا به اصالتِ خانوادگی و تواناییهای درونیِ خود، به جایگاهی از بیتفاوتنگریِ عارفانه میرسد. او با درکِ ماهیتِ گذرا و سستبنیادِ جهان، میآموزد که نه از تلخیها دلگیر شود و نه از شیرینیها سرمست؛ چرا که در دیدگاهِ او، جهان بنایی بر آب است و هیچچیزِ آن رنگِ ماندگاری ندارد.
معنای روان
روزگار همواره دستخوشِ تغییر و بیثباتی است. آرزو میکنم که هیچکس گرفتارِ بازیهایِ ناگهانی و ناپایدارِ زمانه نشود.
نکته ادبی: بیبنیاد به معنای ناپایدار و بیاساس است که کنایه از بیوفاییِ دنیا دارد.
در این زمانه شاهد وارونگیِ جایگاهها هستم؛ شیرانِ قدرتمند مطیعِ دیگران شدهاند و بازهای شکاری که باید مظهرِ تیزپروازی باشند، به خدمتِ فرودستان درآمدهاند.
نکته ادبی: استفاده از متضادها برای نشان دادنِ هرجومرج و بههمریختگیِ اوضاع اجتماعی.
در این جهان، جز گلِ سوسن که آزادانه و رها میروید، هیچچیز نشانی از آزادی ندارد و بهجز اندکی، کسی به معنای واقعی آزاده و بزرگمنش نیست.
نکته ادبی: ایچ یک واژه کهن و پهلوی به معنای هیچ است که در اینجا برای تأکید به کار رفته است.
البته قصدِ بدگوییِ مطلق ندارم و پناه بر خدا که سخنِ ناروا بگویم؛ چرا که ممکن است همین ادعای من نیز در جای خود، پایه و استدلالی محکم نداشته باشد.
نکته ادبی: لاد در متون کهن به معنای لبه، کنار یا بنیاد و پایه آمده است.
البته بزرگان و بخشندگانِ والامقامی هم وجود دارند که همواره در مسیرِ جود و بخشش گام برمیدارند و نامِ نیکِ آنان در افضال و نیکیها همیشگی است.
نکته ادبی: مفضل به معنای کسی است که بر دیگران برتری دارد یا صاحبِ فضل و بخشش است.
دنیا سراسر شگفتی است و من هم شاهدِ رخدادهای عجیب هستم؛ به حال و روزِ من بنگرید که چقدر به شکلی غریب و دور از انتظار درآمده است.
نکته ادبی: اشاره به شگفتیِ روزگار که یکی از مضامینِ رایج در ادبیاتِ پندآموز است.
من با تکیه بر هنر و تواناییهای خود، درِ بسیاری را کوبیدم و تلاشهای زیادی کردم، اما فلک هیچ راهِ گشایشی برای من باز نکرد.
نکته ادبی: فلک در اینجا نمادِ آسمان و تقدیر است که در ادبیاتِ کلاسیک به بیوفایی معروف است.
بختِ من چنان تیره است که اگر گلِ لطیف و شمشادِ سبز هم به دست بگیرم، بیدرنگ در دستانم به آتش و خاکستر تبدیل میشود؛ یعنی هرچه به دست میآورم از بین میرود.
نکته ادبی: این بیت اغراقی شاعرانه برای نمایشِ بدشانسی و ناکامیهایِ پیدرپی است.
بارِ سنگینِ اندوه، قامتِ مرا درهم شکسته است؛ همانطور که اگر پولادِ سخت را بیش از حد و دوتا کنی، سرانجام درهم میشکند.
نکته ادبی: تشبیه پولاد به روحِ انسان که در برابرِ فشارهایِ طاقتفرسا، تاب و توانِ خود را از دست میدهد.
اکنون کارِ من به جایی رسیده که نه سکوت و خاموشیِ دل دردی را دوا میکند و نه فریاد زدنِ آن نتیجهای در بر دارد.
نکته ادبی: تضاد میان سکوت و فریاد که نشاندهنده بنبستِ روحیِ شاعر است.
با اینکه اجدادِ من از بزرگانِ تاریخ بودهاند و در هر هنری سرآمد و استادِ زمانهی خود محسوب میشدند.
نکته ادبی: اسلاف به معنای گذشتگان و نیاکان است.
اصالت و ارزشِ من از ذاتِ درونیِ خودم نشأت میگیرد، مانندِ گوهر که ذاتاً ارزشمند است؛ نه مانندِ خاکستر که از سوختنِ چیزی پدید آمده و اعتباری ندارد.
نکته ادبی: استعاره از گوهر برای بیانِ شرافتِ ذاتیِ انسان.
خوشیها و ناخوشیهایِ دنیا به سرعت میگذرند؛ نیکیها همچون آبِ روان و بدیها همچون باد در گذرند و هیچکدام ماندگار نیستند.
نکته ادبی: تمثیلِ آب و باد برای نشان دادنِ گذرِ سریع و ناپایداریِ حوادث.
به همین دلیل، من نه از بدیِ روزگار غمگین میشوم و نه از نیکی و خوشیِ آن شادمان میگردم، چرا که میدانم هیچکدام پایدار نیست.
نکته ادبی: بیانِ نگرشِ رواقی و بیتفاوتنگریِ شاعر نسبت به نوساناتِ بخت.
این جهانِ فانی، بیبنیاد و ناپایدار است؛ زیرا که اساس و پایهی آن بر روی آب بنا شده و آب هرگز تکیهگاهِ محکمی نیست.
نکته ادبی: اشاره به ضربالمثل یا باورِ کهن مبنی بر اینکه جهان بر آب بنا شده است که کنایه از سستیِ آن است.
آرایههای ادبی
اشاره به انسانهای قدرتمند و تیزهوش که در نظامِ ناعادلانهی جهان، خوار و خفیف شدهاند.
بزرگنماییِ بدشانسیِ شاعر به گونهای که حتی گلها نیز در دستان او به آتش بدل میشوند.
تشبیه جهان به ساختمانی بر روی آب برای تأکید بر ناپایداری و سستیِ آن.
شاعر برای تبیینِ موضعِ بیتفاوتِ خود، از تقابلِ مفاهیمِ شادی و غم استفاده کرده تا بگذرد.