اشعار پراکنده

خسرو گلسرخی

کجاست سرخی فریادهای بابک خرّم ...؟

خسرو گلسرخی
زمانه حادثه رویید با نشانه ی دیگر چنین زمانه چه سخت است در زمانه ی دیگر
هزار خنجر کاری به انحنای دلم آه مخوان ، ترانه مخوان ، باش تا ترانه ی دیگر
بهانه بود مرا شکست قیام گذشته عطش ، عطش تو بمان گرم ، تا بهانه ی دیگر
همیشه قلب مرا زخم ، زخم کهنه ی کاری همیشه دست تو را تیغ ، تیغ فاتحانه ی دیگر
سکوت در دل این آشیانه ی ممتد وای کجاست منزل امنی ، کجاست خانه ی دیگر
خروش و جوشش دریاچه در کرانه ی من بین که این ترانه نبوده است در کرانه ی دیگر
جوانه سبز نبوده است در گذشته ی این باغ بمان تو سبزی این باغ ، تا جوانه ی دیگر
زمان حادثه خوش آمدی ، سلام بر رویت که شب نشسته به خنجر در آستانه ی دیگر
به جان دوست از این تازیانه باک ندارم که زخم جان مرا هست تازیانه ی دیگر
کجاست سرخی فریادهای بابک خرم کجاست کاوه ی آزاده ی زمانه ی دیگر ؟