ارمغان حجاز

اقبال لاهوری

غم پنهاں که بی گفتن عیان است

اقبال لاهوری
غم پنهاں که بی گفتن عیان است چو آید بر زبان یک داستان است
رهی پر پیچ و راهی خسته و زار چراغش مرده و شب درمیان است