مصیبت نامه - بخش بیست و هفتم

عطار

الحكایة و التمثیل

عطار
آن یکی دیوانه سرافراشته سر بسوی آسمان برداشته
خوش زفان بگشاد و گفت ای کردگار گر ترا نگرفت دل زین کار و بار
دل مرا بگرفت تا چندت ازین دل نشد سیر ای خداوندت ازین