مصیبت نامه - بخش بیستم

عطار

الحكایة و التمثیل

عطار
کرد درویشی ز درویشی سوال کارزویت چیست ای درویش حال
گفت از ملک دو عالم خشک و تر ناچخی میبایدم اما دو سر
تا بیک سر وارهانم خویش را وز دگر سر خواجهٔ درویش را
تا چونه تو باشی و نه من پدید حق شود بی ننگ ما روشن پدید
تادرین حضرت خودی میماندت صد جهان پر بدی میماندت
زنکه گر موئی بماند از خودیت هفت دوزخ پر برآید از بدیت