مصیبت نامه - بخش دوم

عطار

الحكایة ‌و التمثیل

عطار
کشتئی آورد در دریا شکست تختهٔ زان جمله بر بالا نشست
گربه و موشی بر آن تخته بماند کارشان با یکدگر پخته بماند
نه ز گربه بیم بود آن موش را نه بموش آهنگ آن مغشوش را
هر دو تن از هول دریا ای عجب در تحیر باز مانده خشک لب
زهرهٔ جنبش نه و یارای سیر هر دو بیخود گشته نه عین و نه غیر
در قیامت نیز این غوغا بود یعنی آنجا نه تو و نه ما بود
هیبت این راه کار مشکلست صد جهان زین سهم پرخون دلست
هرکه او نزدیک تر حیران ترست کار دوران پارهٔ آسان ترست