مصیبت نامه - آغاز کتاب
الحكایة و التمثیل
عطار
کوفئی را گفت مرد راز جوی
مذهب تو چیست با من باز گوی
گفت این که پرسد ای کاره لقا
باد پیوسته خدایم را بقا