مختارنامه - باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا

عطار

شمارهٔ ۴۹

عطار
جانا ز غم عشق تو جانم خون شد هر دم ز تو دردی دگرم افزون شد
زان روز که دل جان و جهان خواند ترا جان بر تو فشاند و از جهان بیرون شد