مختارنامه - باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شمارهٔ ۳
عطار
تا هستی تو نصیب میخواهد جست
دل روی به خون دیده میخواهد شست
تا یک سر موی از تو میخواهد ماند
زان یک سر موی، کوه میخواهد رست