مختارنامه - باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید

عطار

شمارهٔ ۱۳

عطار
بستیم میان و خون دل بگشادیم پندار وجود خود ز سر بنهادیم
ما را چه کنی ملامت، ای دوست که ما در وادی بینهایتی افتادیم