مختارنامه - باب پنجاهم: در ختم کتاب
شمارهٔ ۱۷
عطار
عیسی چو شراب لطف در کامم ریخت
باران کمال بر در و بامم ریخت
چون جان و جهان زخویش کردم خالی
خضر آب حیات خواست در جامم ریخت