مختارنامه - باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

عطار

شمارهٔ ۸۹

عطار
شمع آمد و گفت: کار در کار افتاد در سوختنم گریستن زار افتاد
از بس که عسل بخوردم از بیخبری در من افتاد آتش و بسیار افتاد