مختارنامه - باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

عطار

شمارهٔ ۸۷

عطار
شمع آمد و گفت: اگر شماری دارم اشک است که پر اشک کناری دارم
گر سوختن و کشتن من چیزی نیست این هست که روشن سر و کاری دارم