مختارنامه - باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شمارهٔ ۷۳
عطار
شمع آمد و گفت: کار باید کرد
تادر آتش بر بفرازم گردن
صد بار اگر سرم ببرند از تن
من میخندم روی ندارد مردن