مختارنامه - باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

عطار

شمارهٔ ۷۱

عطار
شمع آمد و گفت: خویشتن میتابم جان میسوزم به درد و تن میتابم
چون رشتهٔ من پیش ز من تافتهاند بر تافتن است اصل و من میتابم