مختارنامه - باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

عطار

شمارهٔ ۶۳

عطار
شمع آمد و گفت: آن عشقم همه شب در بوتهٔ امتحان عشقم همه شب
برکردهام آتشی بلند از سر خویش زان روی که دیدهبان عشقم همه شب