مختارنامه - باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

عطار

شمارهٔ ۲۴

عطار
شمع آمد و گفت: بر تن خویشتنم دل میسوزد که سخت شد سوختنم
با هر که درین واقعه فریاد کنم سر برد و آتشی نهد در دهنم