مختارنامه - باب چهل و هفتم: در معانیی که تعلق به شمع دارد

عطار

شمارهٔ ۱۰۰

عطار
من شمع توام که گر بسوزم صد بار گویی که ز صد رسیده نوبت به هزار
چون شمع نداریم زمانی بیکار تا میسوزم به درد و میگریم زار