مختارنامه - باب چهل و هفتم: در معانیی که تعلق به شمع دارد
شمارهٔ ۸۳
عطار
ای شمع! تویی علی الیقین دشمن تو
خود را کشتی خون تو در گردن تو
با آتش سوزنده گرفتی سرخویش
تا چند زسرگرفتگی کردن تو