مختارنامه - باب چهل و هفتم: در معانیی که تعلق به شمع دارد
شمارهٔ ۳۹
عطار
گفتی چه کنم تا شب من گردد روز
وز نور سواد فقر گردم فیروز
یک شمع اندیش هر دو عالم وانگه
گر آتش عشق داری آن شمع بسوز