مختارنامه - باب چهل و هفتم: در معانیی که تعلق به شمع دارد
شمارهٔ ۳
عطار
ای در سر ذره ذره سودا از تو
چون ذره هزار بی سر و پا از تو
مردی باید چو شمع دل پر آتش
وآنگاه چو شمع پای بر جا ازتو