مختارنامه - باب چهل و ششم: در معانیی که تعلّق به صبح دارد
شمارهٔ ۲۲
عطار
ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی
بر عشرت ما خنده زدی بی دهنی
گر من بخرید می دمت از کاذب
بفروختیی همه جهان بر چو منی