مختارنامه - باب چهل و ششم: در معانیی که تعلّق به صبح دارد
شمارهٔ ۵
عطار
ای شب مزن از ستاره چندینی جوش
خفاش بسیست نور و ظلمت در پوش
وی صبح گر آفتاب داری در دل
چون همنفس تو کاذب افتاد خموش